روزنامه ستاره صبح نوشت: انتشار دادههای تورم در اسفند سال قبل و فروردین امسال توسط مرکز آمار نشان میدهد که اثر آماری جنگ بر سطح قیمتها حدود ۱۱ درصد در دو ماه بوده است. از همه مهمتر اینکه گرانی خوراکیها در صدر قرار دارد. یک شانه تخممرغ ۳۰عددی بیش از ۵۰۰ هزار تومان، یک کیلو گوشت ۲ میلیون تومان، یک کیلو مرغ حدود ۳۰۰ هزار تومان و . . . ! از سوی دیگر بازار در واکنش به وقوع جنگ دوباره با گرانی دلار، طلا و سکه مواجه است. همچنین قیمت خودرو و قطعات آن به دلیل کمبود قطعات، عدم واردات مواد اولیه و تعطیلی کارخانهها افزایش بیسابقهای را تجربه میکند.
منظور از تورم ماهانه، تغییر عدد شاخص قیمت، نسبت به ماه قبل هست. در اسفندماه ۱۴۰۴ تورم ماهانه خانوارهای کشور برابر ۵.۶ درصد و این عدد در فروردینماه سال جاری برابر با ۵ درصد بوده است.
ازآنجاییکه جنگ آمریکا و ایران در نهم اسفندماه آغاز شد و کماکان به علت محدودیت درفروش نفت، جنگ اقتصادی با آمریکا ادامه دارد، میتوان گفت که اثر تورمی در زمان جنگ ۱۰.۸۸ درصد است. گفتنی است که عدد بهدستآمده، جمع مرکب تورم دوماهه ذکرشده است.
در این جنگ، بسیاری از زیرساختهای کشور مورد هدف قرار گرفت؛ زیرساختهایی که نهفقط تولید آن بخش را مخدوش میکرد، بلکه بهعنوان حلقهی اول زنجیرهی تولید بسیاری از صنایع و تولید کشور را به حاشیه راند.
بهعنوانمثال، صنعت فولاد در ابتدای زنجیره تولید چندین صنعت بزرگ نظیر ساختوساز، خودرو و زیرساختهای انرژی قرار دارد یا مثلاً صنعت پتروشیمی خود یک تأمینکننده بالادستی است و تعداد زیادی از صنایع به آن وابستهاند، زیرا مواد شیمیایی و مواد اولیه را تولید میکند.
اما بهواسطهی تجربهی جنگ ۱۲ روزه و به اذعان مدیران، انبار کالاهای استراتژیک به حد قابلتوجهی پر از محصول هستند. اما بازسازی صنایع نامبرده زمانبر بوده و کمبود کالا برای تولید سایر محصولات کشور از دارو تا خودرو، بهزودی حس خواهد شد. ازاینرو تورم ۱۰.۸۸ درصدی، کمترین اثر تورمی جنگ را نشان میدهد و خود این عدد سیگنالی برای تورم بالا تا پایان سال خواهد بود.
خوراکیها در صدر گرانی
شاخص تورم از مجموعهای از گروههای کالایی و خدماتی با ضرایب اهمیت متفاوت تشکیلشده است؛ بااینحال، برای دهکهای پایین درآمدی، بهویژه دهکهای اول تا پنجم، وزن و اهمیت گروه «خوراکیها و آشامیدنیها» بهمراتب بیشتر از میانگین کل کشور است. درحالیکه ضریب اهمیت این گروه در سبد تورمی کل کشور کمتر از ۳۰ درصد برآورد میشود، این سهم برای دهکهای پایین به بیش از ۴۰ درصد میرسد؛ موضوعی که نشاندهنده وابستگی بالاتر این خانوارها به اقلام اساسی و مصرفی روزمره است.
نوسان قیمت خوراکیها میتواند آثار قابلتوجهی بر قدرت خرید اقشار کمدرآمد داشته باشد و فشار معیشتی را برای این گروهها بهطور مضاعف افزایش دهد. این در حالی است که دهکهای بالاتر، به دلیل تنوع بیشتر در سبد مصرفی و سهم بالاتر خدمات، کمتر از این نوسانات تأثیر میپذیرند. بررسی دادههای اخیر نیز حاکی از گرانی کالاهاست. بهطوریکه نرخ تورم سالانه در گروه خوراکیها به حدود ۷۵ درصد رسیده و در برخی اقلام اساسی مانند نان و غلات و انواع روغنها، رشد قیمتها حتی از مرز ۱۰۰ درصد عبور کرده است.
چنین ارقامی بیانگر افزایش هزینه تأمین حداقلهای معیشتی برای خانوارهاست؛ موضوعی که میتواند به کاهش کیفیت تغذیه و تغییر الگوی مصرف در دهکهای پایین منجر شود. آنچه از دادههای اولیه تورمی برمیآید، صرفاً بازتاب شوکهای کوتاهمدت و فوری جنگ بر سطح قیمتهاست؛ حال آنکه بخش اصلی اثرات تورمی، با وقفه زمانی و از مسیر اختلال در عرضه و افزایش هزینههای تولید نمایان خواهد شد. تجربههای پیشین نیز نشان دادهاند که تخریب زیرساختها و محدودیت در تأمین مواد اولیه، بهتدریج خود را در قالب افزایش قیمت کالاهای نهایی و کاهش عرضه در بازار نشان میدهد؛ روندی که میتواند به شکلگیری موجهای تورمی پیاپی در ماههای آینده منجر شود.